گروه فرهنگی «سراج24»، سیاوش اسعدی بعد از اولین فیلم بلندش “حوالی اتوبان” دومین فیلم بلندش”جیببر خیابان جنوبی” را برای شکار سیمرغ جشنواره فجر سال گذشته به روی پرده فرستاد و در هفته گذشته بعد از یکسال این فیلم به اکران عمومی سینماها رسید.
فیلم از لحاظ تکنیک و ساخت تلاشی است برای دست یافتن به سینمایی تازه و با تشخص و امضای اسعدی. هر چند فیلم داستانی خطی و رئال دارد اما از خلاءهای فیلمنامهای رنج میبرد.
عشق کاوه به زنی که چند سال بزرگتر ازخودش است، آتش زدن آپارتمان شخصی خود بهخاطر زنی که حتی حاضر به دیدن او نیست و حالا پیرتر و مسنتر از گذشته است و احیاناً به دلیل گرفتار شدن در مفاسد اخلاقی و روابط پنهانی از جامعه فراری است، علاقهمندی شدید به دختری جوان و رها کردن ناگهانی او، مواردی هستند که برای مخاطب باورپذیر نیست. تلاش او برای وصل به معشوق قدیمی و جداییشان هیچ دغدغه و احساس نزدیکی با مخاطب ایجاد نمیکند گویی داستان فیلم ناقص و چندپاره است و نمیتوان بین داستان اصلی و فرعی فیلم ارتباط برقرار کرد.
منطق روایی فیلم براساس عشق کاوه به زنی سارق است اما ما از این عشق و گذشته و تاریخچه آن چیز زیادی نمیدانیم و شعلههای شراره این عشق در دل کاوه است و اما هیچ ردپایی ملموس از این عشق و این عاشق و معشوق نمیبینیم لذا فیلم از لحاظ روایی و قصهپردازی در اواسط داستان از مسیر اصلی خود خارج میشود و از این به بعد با داستانی دوپاره و غیرواقعی مواجهیم. هرچند فیلمساز در نوع نورپردازی انتخاب لوکیشنها و قاببندی و نماها توانسته فضایی رئال و واقعی به تصویر درآورد.
فیلم الگویی خطی دارد اما در داستانگویی و در میانههای فیلم دچار افت زیادی میشود و این افت و تشتت تا پایان تلخ فیلم ادامه پیدا میکند و تماشاگر را در سردرگمی و بلاتکلیفی غیرمنتظرهای رها میکند؛ با دهها سؤال بیپاسخ که این چه عشقی است که معشوق با یک بیتوجهی معشوق همه چیز خود را میبازد و درکنار آن با عشق دومش نیز رفتاری غافلگیرکننده و عجیب دارد این عشق در فیلم بهقدری پررنگ میشود که عشق کهنه را در جهان داستان فیلم به حاشیه میراند اما این عشق آتشین دوطرفه بهناگاه ازجانب عشقی معیوب و یکطرفه به خاموشی کشانده میشود.
اما درباره مضمون فیلم باید گفت: پرداختن به عشقهای مثلثی و خیابانی آن هم نه با رویکردی نقادانه بلکه توصیفی و ترویجگونه به یکی از آسیبهای جدی سینمای کشور تبدیل شده است. قبحزدایی از این رفتار هنجارشکنانه و عادی شدن این روابط در سطح جامعه وجدان هر مسلمان غیرتمندی را به درد میآورد، صحنههای معاشقه کلامی و شهوانی کاراکترهای فیلم در جایجای فیلم رخ نشان میدهد.
در این فیلم این روابط بهقدری ساده و معمولی نشان داده شده که اگر مخاطبی غیرایرانی و حتی ایرانی چنین فیلمی را ببیند، تفاوتی میان ایران و دیگر ملل غیرمسلمان غربی و شرقی نخواهد یافت موتورسواری دختر و پسرنامحرم و پوشش نامناسب شخصیتهای زن فیلم را با چه توجیه شرعی و اخلاقی میتوان پذیرفت؟ جذاب و خوشساخت بودن صحنههای آموزش دقیق و عملی نحوه جیببری کاوه به طلا چه نقطه مثبت داستانی و دراماتیک در خود دارد که باید در فیلم بارها شاهد آن باشیم و هیچ جنبه منفی هم برای آن در فیلم گنجانده نشده باشد(هرچند در سکانسهایی از فیلم به اقتضای نیاز داستان و رعایت قواعد ساختارکلاسیک فیلمنامهای، نقطه اوج و هیجانی فیلم هم با دستگیری و تعقیب این دو سارق عجین شود و آنان را به دردسر بیندازد).
در این فیلم هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بارها شکسته میشود و یا رنگ میبازد. ایکاش فیلمسازان و دست اندرکاران جشنواره حداقل بهخاطر تقارن جشنواره با ایامالله دهه فجر و به اقتضای بزرگی و عظمت حادثه انقلاب و آرمانهای متعالی آن از اکران چنین فیلمهایی خودداری میکردند. ایکاش در این جشن بزرگ به جای پرداختن فیلمسازان به موضوعاتی چنین نازل و بیارزش که هیچ تناسبی با فرهنگ و باورهای اسلامی جامعه ایران ندارد، به ایدهها و موضوعات بهتر و متناسبتری میپرداختند! چه ضرورتی دارد که چنین فیلمهایی در این همایش بینالمللی که حکم ویترین فرهنگی انقلاب را دارد به نمایش گذاشته شود؟



